چت مشاوره آنلاین رایگان-مشاوره آنلاین-۰۹۰۵۴۷۷۰۳۷۷

چت مشاوره آنلاین رایگان ، مشاوره آنلاین نوعی از درمان راحت و بدون دردسر است که مراجع کننده را به درمانگر نزدیک می کند و هر زمانی در روز می توان این خدمات را انجام داد.اگر به موبایل یا حتی کامپیوتر دسترسی داشته باشید به راحتی می توان از مشاوره آنلاین بهره مند شوید .

مشاوره آنلاین
مشاوره آنلاین

بیشتر بخوانید :روانشناس آنلاین

چت مشاوره آنلاین رایگان چیست و چه خدماتی را ارائه می دهد؟

مشاوره را گاهی اوقات رواندرمانی هم از ان یاد میکنند ، فرایندی است که از طریق آن مراجعین در یک محیط امن ، دلسوزانه و محرمانه با روانشاس یا مشاور خود صحبت میکند و آموزش می بیند. مشاوره میتواند بصورت فردی یا گروهی باشد. در فرایند مشاوره به فرد کمک میشود که بین خودش و رابطه اش با واقعیت خارجی تمایز قائل شود . گاهی می توان بصورت چت مشاوره آنلاین رایگان با این نوع روش درمان آشنایی پیدا کرد.

در خصوص اهداف مشاوره میتوان گفت که بین متخصصین اهداف یکسانی وجود ندارد وهر متخصص با توجه به ارزشها و نگرشها و  آموزشهایی که درمانگر داشته را به مراجع خود پیشنهاد میدهد .اما موردی که همه ی مشاوران با ان معتقدند این است که مشاوره باید به تغییر مناسب در رفتار مراجع به منظور ایجاد زندگی مفید تر و سودمند تر و رضایت بخش تر بیانجامد. افزایش خودشناسى و رشد همه‌ جانبه، آموزش شیوه‌هاى صحیح تصمیم‌گیری، ارضاء نیازها، و حل مسأله از اهداف مشاوره محسوب میشود. و انوع آن عبارتست از:

  • مشاوره پیش از ازدواج
  • مشاوره زوج درمانی
  • مشاوره خانواده
  • مشاوره سلامت روان (درمان افسردگی ، استرس، اضطراب و وسواس ….)
  • مشاوره تحصیلی
  • مشاوره ترک اعتیاد
  • مشاوره سوگ

چرا مشاوره آنلاین ؟

ما آدمها ناگریز در معرض مشکلات و مسائل گوناگونی قرار میگیریم و از انجاییکه طبق یک باور قدیمی همه چیز را همگان دانند بنابرین برای هر مشکلی باید به متخصص و اهل فن همون مشکل مراجعه کنیم . یا اگر مشکل حقوقی داشته باشیم به وکیل مراجعه میکنیم و مشکلمان را با ایشان درمیان میگذاریم .

بسیار خوب حالا اگر که در مسائل شخصی زندگی به مشکلات روحی و روانی و عاطفی و ارتباطی برخورد کنیم ، چه باید انجام دهیم . بهتر است اینطور بیان کنیم که حتی با ثبات ترین افراد نیز گاهی از بحرانهای عاطفی مصون نیستند ( حتی اگر اون فرد خودش یک متخصص باشد . ) در دوران زندگی ما مراحل مختلفی را سپری میکنیم دوران کودکی ، نوجوانی ، جوانی ، بزرگسالی و میانسالی و سالمندی که در هر دوره با توجه به فعالیت هر مرحله مثل مدرسه رفتن ، ارتباط با دوستان و معلمین و خانواده ، شغل ، تحصیل ، یادگیری ، ازدواج و …. ممکن است به مشکلاتی برخورد کنیم که باید حل شود ، که اگر نشود احتمالا به مشکلاتی برخورد کنیم و دچار اضطراب، تردید، نگرانی، تعارض و حتی بحران شویم . اگر این احساسات از حد طبیعی بیشتر شود می تواند باعث مشکلاتی مانند کاهش تمرکز ، از دست دادن آرامش و آسیب به سلامت جسم و روان شود.

به همین منظور برای رفع مشکل با مراجعه به مرکز مشاوره یا دریافت مشاوره آنلاین می‌توان از کارشناس این فن کمک خواست و نسبت به حل مشکلات اقدام کرد.

روانشناس چت مشاوره آنلاین رایگان چه خصوصیاتی دارد؟

  • ایجاد یک ارتباط مناسب با فردی که به او مراجعه میکند .
  • راز داری و برقراری یک رابطه ی یاری دهنده ی حسنه با مراجع.
  • توانایی درک رنج و ناراحتی مراجع.
  • توانایی تجزیه و تحلیل و شناخت مسائل و استنتاج مطالب.
  • توانایی صحبت کردن در جمع و در حضور دیگران.
  • توانایی تحمل نقد و خشم و … مراجعین.
  • برخورداری از فکر خلاق و نوآور.

مزایای چت مشاوره آنلاین رایگان و یا مشاوره آنلاین :

  • بطور ناشناس هستید و قطعا حریم خصوصی شما محفوظ می ماند.
  • اگر مشکل جسمانی داشته باشید می توانید به این نوع مشاوره دسترسی داشته باشید.
  • در هرجای این دنیا که باشید می توانید با مشاور ارتباط برقرار کنید.
  • و از همه مهمتر این نوع مشاوره صرفه اقتصادی دارد.

همان‌طور که خواندید، چت مشاوره آنلاین رایگان و مشاوره آنلاین به منظور کمک به افرادی که در مسائل گوناگون به مشکل برمیخورند و درخواست کمک دارند انجام میپذیرد. بعد از اینکه به این نتیجه رسید که نیاز به کمک فرد متخصص دارد و پس از انتخاب یکی از انواع مشاوره روانشناسی، کافی است به سراغ یکی از مشاورانی که ارائه‌دهنده نوع مشاوره مدنظر فرد است مراجعه نماید و بصورت تلفنی یا حضوری مسائل و مشکلات خود را درمیان بگذارد .

چنانچه تمایل به مشورت با مشاورین ما دارید میتوانید با شماره ۰۹۰۵۴۷۷۰۳۷۷ از طریق واتسآپ تماس حاصل فرمایید.

۷۵ comments

  1. سلام ،من دختری ۱۴ ساله هستم و با یه پسری ک ۱۸ سالشه دوست هستم.اون منو خیلی دوست داره،منم خیلی دوسش دارم .ولی یه مشکلی داریم ،من نمیخوام رابطه جنسی داشته باشم یا هر کاره دیگه ای انجام بدم ولی اون رابطه جنسی میخواد و میگه رابطه جنسی کمک میکنه که رابطمون پایدار باشه.و میگه که خودش نیاز جنسی داره.گفتش از خیانت خوشش نمیاد اما اگ باهاش رابطه جنسی نداشته باشم باعث میشه ک خیانت کنه تا نیازش برطرف بشه . من یه عالمه دلیل براش اوردم ک رابطه جنسی باهاش نداشته باشم و او تموم دلیل هامو حل کرد اما من نمیخوام رابطه جنسی یا هر کاره دیگه ای بکنم،و دوسش دارم نمیخوام رابطمون بهم بخوره.به نظرتون چه چیزی بگم تا قبول کنه و دیگه ازم نخواد؟

    • سلام پیشنهاد میکنم که به خواسته ایشون توجه نکنید و هر چه زودتر رابطه تون رو بهم بزنید

    • سلام من یکسال نامزد کردم
      اولش خودم راضی نبودم ولی کم کم با کاراش منو عاشق خودش کرد پسر خوبیه با ادب با تربیت ولی پدرامون با هم اختلاف داره و برا همین اجازه ندادن ما عقد کنیم سر هر حرفی پدر من مارو از هم جدا میکنه و چون با پدر نامزدم دعواش شده نمیزاره ما باهاشون هیج رابطه ای داشته باشیم چند ماهکی هم هست که دعواشون شده و حتی دیگه رفت و امد هم قطع شده من پنهانی باهاش حرف میزنم ولی بیشتر از چهار ماهع ندیدمش
      حالا هم چند وقتی هست که عصبی میشه زود
      مادر پدرم گفتن که باید عروسی بگیره
      اونم میگه نداره نمیتونه
      چند وقته خودم افسردگی گرفتم یه راه برای فرار از این مشکلات مخام تورو خدا کمکم کنین

  2. باسلام مدت ۳ماه است که با یک اقایی دوست شدم سن بنده ۲۶ و ایشان ۳۳ سال دارد و اهل شهرستان هستن ولی از ۱۵ سالگی به مشهد اومدن و در اینجا خانه مجردی داشتند ایشان کوهنوردی جز تفریحاتشان هست . بعد یکماه در یک سفر ده روزه متوجه شدم با خیلی از خانومها در ارتباط هستن و با عده ای رابطه هم داشتند و ایشان اول انکار میکردن و پیاپی ما باهم بحث داشتیم تا اینکه یکروز قول دادند که دیگه میخوان سیمکارتاشونو بزارن کنار و رابطه ی خودمون رو کم کم جدی کنن ولی نیاز به شناخت و درک هم داشته باشیم و حتی پیشنهاد مشاوره دادند از انجایی که من لیسانس مددکاری دارم از این پیشنهاد استقبال کردم و دنبال ترمیم رابطه هستم اما بعد یک هفته با دوستان ایشان به یک گردش روزانه رفتیم اونا من بخاطر رفتار یکی از دوستانشون بهشون نقد کردم که رفتارشون درست نبوده و شما باید اصلاح میکردین ولی ایشون منکر شدن که دوستشون واسه یادگرفتن من ، اون حرف هارو بیان کردن و کمی اختلاف ایجاد شد و بخاطر حرف دوستشون که خانم هستن حاضر به کات کردن رابطه شدن که با کمی حرف دوباره برگشتن به رابطه و گفتن که شما دنبال غلام حلقه به گوش هستی و میخوای منو توی ۳ ماه تغییر بدی در جایی که من فقط دنبال بهتر شدن این رابطه هستم و سعی دارم به چیزهایی که حساسیت دارم یا چیزهایی که فکر میکنم تو رابطه مشکل درست میکنه رو بهشون بگم که ایشون متوجه ی رفتار من و شخصیت و منش من بشه ولی نمیدونم چرا هر دفعه که چیزی رو بیان میکنم ایشون میگه من ۳۳سالمه و حوصله ی حرف زدن در مورد این چیزا رو ندارم و حوصله قهر و اشتی ندارم و وقتی بهشون میگم شما در اولویت من هستی دوستدارم که بفکر درست کردن رابطه ام ایشون میگه چطور یک لباس میری انتخاب کنی خوشت بیاد نمیخری بعد چطور به من علاقه پیدا کردی . لطفا یکم راهنماییم کنید

    • سلام شما مشاور پیش از ازدواح داشته باشید لطفا جهت هماهنگی مشاوره با شماره ۰۹۰۵۴۷۷۰۳۷۷ هماهنگی بفرمایید . ضمنا مشاوره رایگان نیست

  3. با سلام ببخشید ۲۹سالمه دوتا قبلاً نامزدی ناموفق چند ماهه داشتم که یکیش فامیل بود به اجبار خانواده و اون یکی هم خودم انتخاب کردم که به دلایل اعتیاد و بد اخلاقی و بد بینی و بی احترامی بعد از چند ماه به خاطر این رفتاراش ازش سرد شدم و بهم خورد … بعد از سه ماه این موضوع خواستگار برام اومد یکی دو جلسه باهاش صحبت کردم ظاهراً پسر خوبی بود از همه لحاظ و پدر مادرم هم تحقیقات کردن آدم خوبیه، دلم میخاد فراموش کنم گذشته را و رو خودم کار کنم ولی نمی‌دونم چکار کنم از یه طرفم دوسدارم تغییر کنم لطفاً​ مهارت و طرز برخورد ارتباط با طرف مقابلم را می‌فرمایید؟ چون با شخص قبلی یه ارتباط صمیمی و خوبی داشتم ولی با این فرد حتی نمیدونم چی بگم، منم مثله بقیه دوسدارم تشکیل خانواده بدم. لطفا یه راهکار بهم بدین راهنمائیم کنید

    • سلام پیشنهاد میکنم که مشاوره داشته باشید لطفا جهت هماهنگی مشاوره با شماره ۰۹۰۵۴۷۷۰۳۷۷ هماهنگی بفرمایید . ضمنا مشاوره رایگان نیست

  4. سلام خسته نباشید میخواستم منو راهنمایی کنید من یه مشکلی که با پارتنر م دارم و باعث سرد شدن رابطه شده با اینکه من خیلی دوستش داشتم این هست که به نسبت چیزهایی که دیدم از بقیه تو طول زندگیم ایشون بسیار دهن بین خونوادشون هستن خونوادشون تا میبینن پول تو دستشونه ازش میگیرن نه بهش کمک میکنن نه میذارن کاری که دوس داره ازش پول در میاره انجام بده و اینکه مادرشون به شدت بلدن چیکار کنن تا ایشون اعتراض میکنه خودشونو میزنن به مریضی و میگن تقصیر تو هست یا اگه منو ۲ ساعت در روز ببیننن و نتونن کارای خونرو انجام بدن سریع میگن آره تو اصلا واسه ما وقت نمیذاری در صورتی که کل کارای خونواده برگردن ایشون هست و اینکه خیلی روش تاثیر دارن و این منو میترسونه و اینکه هروقت مناسبتی هست از چندروز قبلش شروع میکنن به گفتن اینکه پول ندارم و فلان و اینکه نمیدونم با اینکه خودشون فهمیدن چجوری دلیل این سردیو براشون توضیح بدم و بگم خیلیاش بخاطر خونوادشون هست و اینکه هی ایشونو ناراحت و عصبی میکنن و ایشون از من توقع درک دارن و میان خودشونو خالی میکنن اعصابه منو خورد میکنن ولی اون کسی که باعث این کار بوده زنگ میزنه خیلی باهاشون رفتار خوبی دارن و میرن کاراشونو انجام بدن و این رفتارا باعث ناراحتی من هست بگم نگو یا اعتراضم کنن جبهه میگیرن در مقابل من بعدم میگن تو اینجوری هستی اصلا نمیگی چته در صورتی که وقتی میگم رفتار خوبی ندارند و تنها جملشونم اینه که تو منو مقایسه میکنی چون از آرزوهام و چیزایی که دوست دارم پارتنر برام انجام بده و اینکه هرچی میشه سریع میرن به مامانشون میگن یا هرچی براشون میخرم سریع نشون میدن و من واقعا نمیدونم چیکار کنم و احساس افسردگی دارم دیگه شوق و ذوقی حتی برای دیدن فرد ندارم

    • سلام موضوع شما نیاز به بررسی دارد لطفا جهت هماهنگی مشاوره با شماره ۰۹۰۵۴۷۷۰۳۷۷ هماهنگی بفرمایید . ضمنا مشاوره رایگان نیست

  5. ﺑﺎﺳﻠﺎﻡ ﺑﻴﻤﺎﻥ ۴۸ﺳﺎﻟﻪ در۹ﺳﺎﻟﻜﻲ ﺧﺎﻧﻮﻣﻲ ﻛﻪ ﻣﻨﺰﻟﺸﻮﻥ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻧﺰﺩﻳﻚ ﺑﻮﺩ ﻭﺟﻮﻥ ﺑﺎ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﻮﺩ ﻭﺭﻓﺘﻮ ﺍﻣﺪ ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻝ ﻣﺎ ﺩﺍﺷﺖ ﺩﺧﺘﺮﻯ ﻫﻤﺴﻦ ﻣﻦ ﻫﻢ ﺩﺍﺷﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺍﻳﻦ ﻛﻪ ﻣﺎﺑﺎﻫﻢ ﺳﺮﻛﺮﻡ ﺑﺎﺷﻴﻢ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻣﻨﻮ ﺟﻨﺴﺎﻋﺘﻲ ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻟﺶ ﺩﻋﻮﺕ ﻣﻴﻜﺮﺩ ﺭﻭﺯﻫﺎﻱ ﺍﻭﻝ ﻣﻨﻮ ﺯﻯﺍﺩ ﻣﻴﺒﻮﺳﻴﺪ ﺗﺎ ﺟﺎﻱ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﻱ ﻟﺒﺎﺱ ﻣﻨﻮ ﺑﻐﻞ ﻣﻴﻜﺮﺩ ﻭﺑﻪ ﻫﻤﺠﺎﻱ ﺑﺪﻧﻢ ﺑﺎ ﺣﺴﺮﺕ ﻣﺎﻟﺶ ﻣﻰﺩﺍﺩ ﻃﻮﻟﻰ ﻧﻜﺸﻴﺪ ﻛﻪ ﺧﻴﺎﻟﺶ ﺍﺯ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﻣﺎﺭﻡ ﺟﻴﺰﻱ ﺍﺯﺍﻳﻦ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﻧﻤﻴﺪﻭﻧﻪ ﺭﺍﺣﺖ ﺷﺪ و ﺩﻳﻜﻪ ﻟﺨﺘﻢ ﻣﻴﻜﺮﺩ و ﺑه ﺍﻟﺘﻢ ﺟﻨﺪ ﻧﻮﻉ ﺩﺍﺭﻭ ﻭﻛﺮﻡ ﺗﺮﻛﻴﺐ ﻣﻴﻜﺮﺩ ﻭﻣﺎﺳﺎﺯ ﻣﻴﺪﺍﺩ ﺷﺮﺑﺘﻲ ﺑﺎ ﺍﺏ ﻣﻴﻮﻩ ﺑﻬﻢ ﻣﻴﺪﺍﺩ ﻣﻴﺨﻮﺭﺩﻡ ﻃﻮﻟﻲ ﻧﻤﻴﻜﺸﻴﺪ ﺳﻮﺭﺗﻢ ﺳﺮﺥ ﻣﻴﺸﺪ و ﺍﻟﺘﻢ ﻛﺮﻡ ﻭﻭﺭﻡ ﻣﻴﻜﺮﺩ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺧﻴﻠﻲ ﺑﺎﺯﻱ ﻣﻴﻜﺮﺩ ﻫﻢ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻫﻢ ﺑﻴﻀﻬﺎﻡ ﺍﺯﺩﺭﺩ ﻧﻤﻴﻜﺫﺍﺷﺖ ﺍﺯ ﺑﺪﻥ ﻟﺨﺖ ﺯﻧﻲ ﺧﻮﺷﻜﻞ ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮﻡ ﺑﻌﺪ ﺍﻧﺪﺍﻡ ﺧﻮﺻﻮﺻﻴﻤﺮﻭ ﻣﻴﺸﺴﺖ ﻭﺗﻘﺮﻳﺒﺎ ﻳﻜﺴﺎﻋﺖ ﻣﻰﺧﻮﺭﺩ ﻭﺑﻴﻦ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﻣﺰﺍﺷﺖ ﺟﻨﺪ ﻣﺎﻩ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺍﻟﺘﻢ ﻏﻴﺮ ﻃﺒﻴی ﻭﺑﻴﻀﻬﺎﻡ ﺑﺎﺩ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎﻱ ﻫﻮﺭﻣﻮﻧﻲ ﻣﻴﺪﺍﺩ ﻣﻦ ۱۳ﺳﺎﻟﻪ ﺑﺎﻟﻎ ﺷﺪﻡ ﺍﺯ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﻫﻤﻜﻠﺎﺳﻴﻬﺎﻡ ﺑﻬﻢ ﻣﺘﻠﻚ ﻣﻴﻜﻔﺘﻦ ﺯﻧﻬﺎﻱ ﻓﺎﻣﻴﻞ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺩﺳﺘﻲ ﺑﻪ ﺍﻟﺘﻢ ﻣﻴﻜﺸﻴﺪﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﻛﻪ ﻫﻢ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺑﺎﺯﻱ ﻛﺮﺩﻥ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺧﻮﺭﺩﻧﺶ ﺩﺭﻳﻖ ﻧﻜﺮﺩﻥ ﺧﻠﺎﺻﻪ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻛﺮﺩﻡ ﺑﻌﺪ از۸ﺳﺎﻝ ﻛﻪ ﺯﻧﻢ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻛﻪ ﻣﺮﺩﺵ ﺍﻟﺘﻲ ﺑی ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺑﺰﺭﻙ ﻭﺍﺯﻭﻥ ﺑﺪﺗﺮ ﺗﺎ ﺍﻧﺎﻡ ﺧﺎﻧﻮﻣﻢ ﺭﻭ ﻣﻴﺪﻳﻢ ﺍﺭﺯﺍ ﻣﻴﺸﺪﻡ ﺯﻭ ﺍﻧﻀﺎﻟﻲ ﻭﺣﺸﺖ ﻧﺎﻙ ﻣﻦ ﺯﻧﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺍﺭﺿﺎﻳﻲ ﻛﺸﺎﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ ۱۱ ﺳﺎﻝ ﺍﺯ ﻣﺸﻜﻠﻲ ﻛﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﻭﺑﻪ ﺟﻦ ﻧﻔﺮ ﻫﻢ ﺑﻴﺸﻨﻬﺎﺩ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺩﺍﺩﻡ ﺣﺘﻲ ﻳﻚ ﻧﻔﺮ ﻫﻢ ﺭﺍﺯﻱ ﻧﺸﺪ ﺑﺎﻣﻦﻣﻤﻨﻮﻥ ﺳﻜﺲ ﻣﻴﺸﻢ ﺩﺍ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﻳﻢﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷ کنیدﻪ ﺍﻳﺎ ﺭﺍﻫﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺸﻜﻠﻢ ﻫﺴﺖ ﺣﺘﻲ ﻣﺎﻳﻠﻢ ﺧﺎﻧﻤﻲ ﻛﻪ ﻣﺴﻦ ﺑﺎﺷﻪ ﻭﺍﺯ ﻧﻆﺮ ﺟﻨﺴﻲ ﻣﺸﻜﻠﻲ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ کنم

  6. سلام ، خیلی عالی بود . این روش خیلی به من کمک کرد چون امکان نداشتم بتونم برم به مرکز مشاوره

  7. سلام
    من مریمم ۲۵ سالمه چند سال پیش به اصرار خانواده وبر خلاف میل باطنی واجبار نامزد کردم باپسرعموم بااینکه بهش علاقه ای نداشتم و الان هم ندارم و هیچ وجه مشترک ویا شرایط ازدواج باهم را نداریم
    طی این مدت هرکاری کردم صحبت کردم باخانواده تابتونم متقاعدشون کنم این ازدواج مناسب نیست ومن هیچ علاقه و تعلق خاطری به این اقا ندارم فایده ای نداشت
    الان چهار ماه میشه که عقد کردیم ولی هیچ فرقی نکرده شرایط ایشون نه توجه ای به شرایط زندگی دارن نه مسایل زندگی مشترک
    درواقع احساس میکنم هیچ چیزی از زندگی مشترک نمیدونن نه زنگ میزنن نه پیام میدن وقتی هم میان خونه یک جا سکوت میکنن و هیچ حرفی نمی زنن باایشون صحبت میکنم وسعی میکنم شرایط را درست کنم اما هیچ فایده ای ندارد درمقابل تنها چیزی که عائدم میشه میگن که کم حرف هستن حتی درحد مسایل روزمره بامن صحبتی ندارم تنها چیزی که میگن همچیو درست میکنم ولی من چیزی ندیدم

    واقعا ازاین شرایط خسته شدم و تحمل ندارم
    وبه جداشدن فکرمیکنم
    لطفا پاسخ بدین چیکارکنم چند جا مشاور انلاین داشتم اما جوابی نگرفتم
    باخانواده هم که صحبت میکنم اهمیتی نمیدن و طرف ایشون رومیگیرن

    • سلام موضوع شما نیاز به بررسی دارذ . پیشنهاد میکنم که مشاوره قبل از ازدواج داشته باشید لطفا برای هماهنگی مشاوره به شماره ۰۹۰۵۴۷۷۰۳۷۷ هماهنگی بفرمایید. ضمنا مشاوره رایگان نیست

      • سلام موضوع شما نیاز به بررسی دارذ . پیشنهاد میکنم که مشاوره قبل از ازدواج داشته باشید لطفا برای هماهنگی مشاوره به شماره ۰۹۰۵۴۷۷۰۳۷۷ هماهنگی بفرمایید. ضمنا مشاوره رایگان نیست

  8. نظر بنده این ک هر چه کمک ب بهبود افراد بشه مسیر بسوی جامعه سالمتر هدایت میش

  9. سلام من ی دختر ۱۴ سالم با خانوادم خیلی مشکل دارم سرع چیزایه الکی بهم گیر میدن همش سره گوشیو و لبتاپ دعوا داریم میگن درس بخون هیچ چیزیو بجز درس نمیبینن من میگم تفریح و درس درکنار هم اما اونا میگن ن فقط درس! معدل پارسالم شد نوزده وهفتادوخورده ای ولی میگن باید بیست بگیری میگن امسال نباید با دوستات چتم کنی! هر اپی رویه گوشیم داشتم پاک کردن حتی عکسام فیلم هام رو هم میگن باید از رو لبتاپ پاک منم که یه وقت نرم ببینم از درسم غافل شم من یه اشتباهاتی در گذشته کردم درست ولی قرار نیست نذارن هیچ کاری کنم که تازه من اونو اشتباه نمیدونم مگه دختر و پسر باهم حرف بزن فقط حرف تازه حرفم ن چت کنن چه اشکالی داره اصلا دیگ دیوونم کردن دارم ازشون متنفر میشم لطفا کمکم کنید

    • سلام خانم جوان موضوغ شما نیاز به بررسی دارد و البته هم باید صجبت های شما رو شنید هم صحبت های والدین محترمتان را
      پیشنهاد میکنم که یک مشاوره داشته باشید.

    • سلام و وقت بخیر خانم جوان موضوع شما نیاز به بررسی دارد و پیشنهاد میکنم که حتما با خانواده مشاوره ای داشته باشید یا یک کارشناس

  10. سلام من متاهلم ازرابطه جنسی رنج میبرم زود انزالی دارم ۳۰ سالمه لطفا راهنمای کنید

  11. دروغه من امتحان کردم ازت پول میخواد اصلا ام رایگان نیست بیخودی وقتتونو هدر ندید

  12. سلام من با یک اقا بصورت مجازی اشنا شدم و بعد از اشنایی اون منو به خانوادش معرفی کرد. الان ۹ماه از این قضیه میگذره و قصد ازدواج داره …ولی مشکل اینجاس که بعضی اوقات الکی بی محلی میکنه دعوا راه میندازه تهشم میگه میخواستم امتحانت کنم…خسته شدم از این رفتاراش…میگم ک زودتر بیا ازدواج کنیم ولی میگه تا کارام حل نشه نمیتونم بیام ایران…اما تو اگه بخوای همین الان میتونم بیارمت پیش خودم….بنظرتون من چه کنم با این موضوع…خیلی دارم اذیت میشم چون من یه ادم وفادار و احساسی هستم و با این قهرو اشتیا دارم داغون میشم..هرچی بهش میگم میگه چشم ولی بی فایدس

    • سلام و وقت بخیر ظاهرا بایک اقایی که ایران تشریف ندارند بصورت مجازی آشنا شدید و ۹ ماه از این اشنایی میگذرد و ایشون چطور شما رو به خانواده شون معرفی کردند ؟ چقدر از ایشون اطلاع دارید که انقدر مایل هستید که سریعتر ازدواج کنید ؟ ایا میدونید که از زندگی مشترک چی میخواهید ؟ ایا میدونید اون اقا از زندگی مشترک چی میخواهند؟ و خیلی موارد دیگر که باید بررسی شود چقدر اطلاعات از همدیگر دارید ؟ به اعتقاد من باید مشاوره فردی داشته باشید که ببینید که ابتدا خودتون تلکیفتون رو با خودتون مشخص کنید و بهتر بتونید که تصمیم گیری کنید

    • سلام وقت بخیر پیشنهاد میکنم که به مشاوره پیش از ازدواج مراجعه بفرمایید

  13. سلام.من سوالم رو از طریق واتساپ مطرح کردم لطفا راهنماییم بفرمایید

  14. با سلام
    وقت بخیر
    همسر من چند وقت می باشد دچار مشکلات رفتاری ،خشم شدید و بدبینی به اطرافیان شده است ماه پیش بچمون مریض شد و سر این مسئله به خاطر یک موضوع جزئی و بی اهمیت که به من و برادرم مربوط بود با خانواده پدری من دچار بحث شدید شد و الان ارتباط من با خانوادم رو قطع کرده و امکان هرگونه تماس رو از من گرفته و حتی هدایایی که مادرم برام آورد رو پس فرستاد .
    من واقعا دلیل این رفتار ها رو نمیفهمم و نمی تونم درکش کنم
    من واقعا نگران این رفتارهاش هستم
    حتی تا قبل از این مسئله هم با خانواده خودش هم کنتاکت داشت و هنوز هم ادامه داره و اینکه احساس می کنم شکاک باشه آخه اجازه نمیده تنها تو خونه باشم و یا تنها جایی برم حتی خونه پدرم
    از همه توقع بی جا داره ،دوس داره توجه همه روش باشه ،همه بهش محبت کنن انگار که کمبود احساسی داشته باشه
    تو زندگی مشترکمون احساس مسؤولیت نداره ۱۰ روز یک بار من و بچمون و میزاره خونه پدریش و خودش می ره دنبال کاراش اصلا توجه نمی کنه که ما خانوادشیم و باید سر زندگیش باشه باهاش که صحبت می کنم داد میزنه و بهونه میاره که کار داره و اذیتش نکنم اصلا نمی خواد زیر بار بره من الان بچه دومم رو حاملم ،آیا نباید بیشتر وقتش رو پیش من باشه و مراقبم باشه ؟ آیا این وظیفه خانواده من یا خودشه که مراقبم باشه؟
    لطفا من و راهنمایی کنید ،مشکل همسرم چیه ؟ من باید چکار کنم؟ آیا مشکل روانی داره؟

    • سلام وقت بخیر سرکار خانم موضوع شما نیاز به بررسی دارد و واقعیت این هستکه هم شما و هم همسرتون باید در جلسه مشاوره شرکت کنید . با مواردی که مطرح فرمودید فقط میشود گفت که در خانواده شما مشکلاتی هست اما قابل تقلیل یا حتی برطرف شدن نیاز میتواند باشد. البته که باید بررسی شود و پیشنهاد میکنم که ختما با یک مشاور خانواده در ارتباط باشید تا موضوع شما بررسی شود.

    • سلام لطفا برای هماهنگی مشاوره به شماره ۰۹۰۵۴۷۷۰۳۷۷ هماهنگی بفرمایید. ضمنا مشاوره رایگان نیست

  15. مشاوره روابط احساسی

  16. سلام خسته نباشید
    حالم خوب نیست مادرم دوسم نداره همیش میگه زودتر ازدواج کن
    من کلا افسرده شدم

    • سلام و وقت شما بخیر . خانم جوان ممنون از این که موضوع تان را با ما مطرح فرمودید. موضوع شما نیاز به بررسی دارد . و کاملا متوجه هستم وقتی آدم ها حس کنند که افراد مهم زندگی شون دوستشون ندارند خیلی حس بدی هست . لیکن باید موضوع شما بررسی شود. پیشنهاد میکنم که در خصوص موضوع تان بایک کارشناس صحبت بفرمایید. چون باید بررسی دقیق صورت بگیرد.

    • سلام موضوع شما نیاز به بررسی دارد لطفا برای هماهنگی مشاوره به شماره ۰۹۰۵۴۷۷۰۳۷۷ هماهنگی بفرمایید. ضمنا مشاوره رایگان نیست

      • سلام خسته نباشید
        من یکی از دوستانم یک فردبسیار احساسی و مهربونی هست.
        اما تظاهر میکنه که فرد منطقی وخودش داره آسیب میبینه
        چیکارکنم که به شخصیت اولش برگرده؟

  17. سلام من دختر ۱۷ ساله هستم که چندماه دیگه ۱۸ سالم میشه با خونوادم مشکلاتی در باره ی روابطم با پارتنرم دارم درحالی که باهمدیگه آشناشون کردم و چند ماهی هست که باهم تو رابطه ایم ولی سر یه موضوعی که خانوادم متوجهش شدن منو تنبیه میکنن و گیر دادن باهاش نباشم ولی منم حق انتخاب دارم حق دارم برای خودم تصمیم بگیرم ولی دیگه اعتمادشون از بین رفته و یه دختر ۱۷ ساله رو تنبیه میکنن و حق بیرون رفتنو ازش گرفتن نمیدونم چیکار کنم درست بشه چیکار کنم متوجه بشن من حق دارم با یکی که دوسش دارم بمونم اگه میشه راهنماییم کنید ممنون.

  18. سلام من دختر ۱۷ ساله هستم که چندماه دیگه ۱۸ سالم میشه با خونوادم مشکلاتی در باره ی روابطم با پارتنرم دارم درحالی که باهمدیگه آشناشون کردم و چند ماهی هست که باهم تو رابطه ایم ولی سر یه موضوعی که خانوادم متوجهش شدن منو تنبیه میکنن و گیر دادن باهاش نباشم ولی منم حق انتخاب دارم حق دارم برای خودم تصمیم بگیرم ولی دیگه اعتمادشون از بین رفته و یه دختر ۱۷ ساله رو تنبیه میکنن و حق بیرون رفتنو ازش گرفتن نمیدونم چیکار کنم درست بشه چیکار کنم متوجه بشن من حق دارم با یکی که دوسش دارم بمونم اگه میشه راهنماییم کنید ممنون

  19. سلام من یکسال عقد کردم و سر برخی مسائل با همسرم اختلاف نظر داریم میخواستم شما راهنمایم کنید

  20. سلام من یکسال عقد کردم و سر برخی مسائل با همسرم اختلاف نظر داریم میخواستم از شما راهنمایی بگیرم مثلا برخی مواقع که مهمونی یا عروسی از سمت فامیلای من دعوت میشیم همش میگه من نمیام دوس ندارم ولی من هیچوقت اینجوری نمیکنم و خیلی دوس دارم که تو مهمونیا و عروسیای فامیلامشون شرکت کنم

  21. سلام من این ۲هست که عاشق یه پسر شدم اون پسر یه حال نیست یک ماه باهم خوب ۲هفته باهام خوب نیست من همش بهش ابراز علاقه میکنم و من همیشه باید بهش بگم زنگ بزن یا بگم دلم برات تنگ شده الان ۲هفته هست باهاش چت نکردم خیلی حالم خرای اگه متونید کمک کنید

  22. سلام خسته نباشید من ۱۸ سالمه و از چندین سال پیش به یه نفر حس خاصی داشتم و دارم وحتی یبارم سعی کردم فراموش کنم که با حرکت هاش نشد نمیدونم چکار کنم یعنی من وابسته افکارم شدم ؟

  23. سلام
    دخترم ۱۷ سالمه
    لطفا خواهش میکنم کمکم کنین
    نه میتونم برم مرکز ن میتونم پولشو انلاین پرداخت کنم
    واقعا هم نیاز دارم به اینکه یه جوری از این وضع زندگیم خلاص شم
    حتی اگه شده کسی راه خودکشی سریع رو بلد باشه که تضمین کنه واقعا کشنده باشه و دیگه برنگردم به این دنیا
    تروخدا اگه کسی بلده بهم بگه کمک بزرگی بهم کرده

  24. سلام من ی دختر ۲۱ ساله هستم و مورد تجاوز قرار گرفتم و دچار سردرگمی یا بی حسی شدم هیچ حسی ندارم نمیتونم غذا بخورم یا حتی نمیتونم ب بدنم دست بزنم لطفاً کمکم کنید هرچی بیشتر میگذره حالت روحی روانیم بدتر میشه

  25. سلام خسته نباشید دوست پسرمن دوماه که گوشه گیر شده،کمتر شوخی میکنه،کم تر میخنده و میگه که افسرده شدم واز منم خواسته که تنهاش بزارم اما من احساس میکنم که اگه تنها باشه بدتر میشه لطفاً بهم بگید که با اینکه میگه تنهاش بزارم من چجوری میتونم کمکش کنم من خیلی نگرانشم لطفاً کمکم کنید

  26. سلام ستاره هستم ۱۹ سالمه یه مدت مادرم کلا عصبیه وهمیشه با من وخواهرم سر چیزای الکی جرو بحث میکنه تا جایی که امروز کار به جایی رسید که من رو کتک زد هر چی بهش میگم چی شده چیزی نمیگه چند دقیقه پیش هم پدرم زنگ زد وبا اون هم دعوا افتاد و گوشی رو قطع کرد وپدر هم هر چقدر برای مادرم زنگ زد گوشی رو جواب نداد به نظرتون من از طریق پیامک به پدرم بگم چه اتفاقی افتاده توی خونه و اون سریعع بیاد خونه تا مشکل رو حل کنیم

  27. حالم خیلی بده حتی حالشو ندارم توضیح بدم

  28. با سلام
    من ۱۸ سالمه با یه دختری ۳ سالی هست دوستم حقیقت کلا ۲ بار همو در حد نیم ساعت دیدیم پدر این دختر ۳ پیش در اثر سکته قلبی فوت کردن و به همین دلیل داداشش به سربازی نرفت داداشه ادمی بیکاره جوونه پی اینجور حرفاست که بره عرق بخوره گل بکشه لات بازی دراره هنوز به بلوغ فکری نرسیده از نظر من خودش با دخترای زیادی در ارتباطه اما به خواهرش خیلی گیر میده صبح تا شب دست بزن داره گوشیشو میگیره هر بار میزنتش نصف موهاشو کنده تمام بازوهاشو کبود کرده من حقیقت تو هیچ شرایطی تنهاش نذاشتم دلداریش دادم نذاشتم جای خالی پدرشو حس کنه شاید نتونستم مثل پدرش باشم ولی سعی خودمو کردم بعد میخواست بره از داداشش شکایت کنه امروز خودم خبر ندارم دختر عموش میگفت بعد عموی پسره هم نصیحتش کرده گفته گوشی وسیله شخصی هستشو اینا اما خب میخواد شکایت کنه باز بنظرتون شما چه مشاوره ایی هم به دختر هم به من هم به داداشش میدید اصلا اگه شکایت کنه حق داره یا نه؟

  29. سلام من دختر۱۵ سالم حالم خیلی بده حدود چند ماهی میشه همیشه ناراحتم بدون دلیل . هیچ کاری برام لذت بخش نیست . سر هر چیزی خیلی زیاد ناراحت میشم . همش گریه میکنم و تازگیا وسط گریه بی دلیل خندم میگیره . همیشه تو فکرم و فکرای الکی وام نمیکنن . هیچ وقت نمیتونم تصمیم بگیرم حتی واسه خریدن لباس اشکم در میاد و نمیتونم تصمیم بگیرم لطفا کمکم کنید شرایط تماس رو ندارم در حد همین پیاما آرومم کنید خواهش میکنم…

  30. سلام من یک دختری رو دوست دارم چند بار دیدمش زیاد نگاش کردم یه بار او با دوستش حرف می‌زد منو نگاه می‌کرد ولبخند میزد ایا عشق دو طرفست شمار بدم

  31. سلام خانم چهل ساله هستم سوالم در مورد اهمیت حلقه ازدواج هست دیروز متوجه شدم حلقه همسرم دستش نیست و ایشون گفتن بحثی که یمدت قبل کردیم همون موقع از دستم دراوردم و پرتش کردم توی خیابون ،،،من خیلی برام اینکار سنگین وغیرقابل هضم هست اما ایشون میگن نمیدونستم یه تیکه فلز بی ارزش انقدر برات مهمه ،،امکانش هست شما اهمیتشو هر میزان که هست بفرمایید متشکرم

  32. سلام من ۱۵ سالمه و کلاس نهم هستم من دلم میخاد خودم تنها برم بیرون با رفیقام بیرون برم ولی نمیزارن! میخام برم تا ملاس ریاضی مامانم همراهم باید بیاد یا میخام برم باشگاه بابام همراهم میاد الآنم ک میرم کلاس نقاشی خواهر کوچیکترمو همراهم میفرستن ولی من واقعا این کاراشونو درک نمیکنم! منم یه دخترم دل دارم! منم دلم میخاد مث همه بچه های فامیل و همه رفیقام خودم تنها برم بیرون! من ی امسال مدرسه رو تنها میرفتم ک بعد چند ماه برا فامیلم ی اتفاقی افتاد دیگه نمیزارن من تنها برم مدرسه برام سرویس گرفتن! وقتی ب اینا فکر میکنم اشکم در میاد هروقت میخام بخابم گریه میکنم! میرم حموم گریه میکنم! میرم اتاقم گریه میکنم! ی آهنگ دپ گوش بدم سریع اشکم در میاد!
    پدر و مادرم همش ب خاهر کوچیکترم توجه میکنن همش قربون صدقش میرن ولی ب من ن توجه آنچنانی میکنن ن محبت! من کمبود محبت دارم… برا من لباس میگیرن و وسیله اینا میگیرن ولی بهم محبت نمیکنن! من تو این سن ب این چیزا نیاز دارم! وقتی تو فامیل میبینم پدر مادرا ب بچهاشون چجوری محبت میکنن و بغلشون میکنن و بوسشون میدن من اون لحظه اشک تو چشام جمع میشه جوری ک باید سرمو ببرم بالا تا اشکام نریزه و ی لبخند الکی پر از درد مینشونم رو لبام! همش میخام اینارو ب مامانم بگم تا شاید خودشونو عوض کنن ولی نمیتونم بگم! من اجبارم برا اینکه تنها برم بیرون اینه ک دوس ندارم رفیقام بهم بگن بچه ننه چون این حرفا برا من خیلی گرون تموم میشه… من با اینکه تا حالا از اعتماد پدر و مادرم سوع استفاده نکردم ولی دارن خیلی برام سخت میگیرن! بالا تر از سیاهی رنگی نیست! آیا هست؟ نه! ولی من تو همین بچگی بالا تر از سیاهی رو دیدم!
    من همش میزنم ب سرم برم قرص بخورم تموم کنم این زندگی رو ولی جرعتشو ندارم!
    از این متن خوشم اومده ک میگه:
    “خودکشی مرگ قشنگیست ک ب آن دلبستم”
    لطفن بهم بگین باید چیکار کرد؟ ممنون:)⁦ ♡

  33. سلام داکتر صاحب .فرهاد هستم از ولایت هرات بیست پنج ساله متاهل یگ دختر یک نیم ساله ام دارم خودم بخش نرسنگ پیش میبرم ده کلینک من دوسال پیش اصطراب کم داشتم بعد با مشکلات خانواده جنگ جال ها اصظراب من زیاد شد فعلا خیلی شدید اصطراب دارم . نمیتوانم باکسی گپ بزنم یا بس کنم اصلا در جمع بیخی رنگ مه پریده صدایم گرفته میشه یعنی طرف مقابل میگه شاید به گریه شم.خیلی بی قرار هستم نمیتوانم خوش باشم هرچی کوشش میکنم نمیشه باز خصوصا اگر کسی همرایم دوا کنه خلاص خوده از دست میدم یا طرف من انگشت انتقاد بال کنه یعنی بیخی بی جرحت هستم میخوام قوی باشم اجتماعی باشم تابلیت هم خوردم نشد وزن من ۶۰تقریبا لاغرم
    لطفا کمک کنید ممنون

  34. سلام من ۱۶ سالمه و الان سه ساله درگیر یه سری دغدغه هایی شدم که نمیتونم باهاشون کنار بیام حتی پارسال بخاطر افسردگی شدیدم پیش روانشناس میرفتم چون نمیتونستم اعصابمو کنترل کنم و بشدت پرخاشگر شده بودم مشاور یه سری تمرین به من داد،اینطور بود که باید یسری چیزارو در طول روز مینوشتم ولی اینا منو نمیفهمن من حتی بی حس تر از اینم که چیزی یادم بمونه از صبح که شب بشینم اونا یادداشت کنم حتی فکر اینکه باید الان یه ورق خالی از تو کمد پیدا کنم که توش چیزی بنویسم هم باعث میشد کلا منصرف شم،البته یسری مشکلات خوانوادگی داریم و من الان از خوانوادم متنفرم
    نمیدونم متوجه میشین یا نه ولی درحدی که حتی نمیخوام ببینمشون تنها دلیلی که میگم هنوز پیشم باشن اینه که فعلا خرجمو بدن تا وقتی دستم تو جیب خودم بره
    صبح تا شب تو اتاقمم فقط میخوابم یا سرم تو گوشیه و اهنگ گوش میدم
    خیلییی سعی کردم با ساز خواندم بازی کنم یمدت هرکاری گفتن انجام دادم دقیقا شدم همون دختری که شاید همیشه میخواستن ولی هرچی بهتر شدم بیشتر خوردم کردن،باخودم گفتم قبلا نمیکردم عادت نداشتن حرفیم نمیشنیدم الان که یمدت اومدم باب میلشون باشم مثل اینکه بد عادت شدن دیگه خودمو هیچ جوره قبول نمیکنن
    من حتی مثل بقیه دخترای هم سنو سالم هم نیستم که صبح تا شب بیرون و دوست بازی و ازینچیزا حتی پوششم هم باز نیست
    تموم داروندارم یه دوسته که هشت ساله باهم دوستیم ولی مامانم الان حتی نمیزاره با اون زیاد ارتباط برقرار کنم
    پارسال یبار دست به خودکشی زدم ولی بعدش که بخودم اومدم فهمیدم چقدر احمق و نادون بودم که بخاطر پدر ماردم میخواستم خودمو بکشم خیلی بخاطرش پشیمون بودم با خودم گفتم اونا باعث شدن من اینجوری بشم،پس من چرا باید به خودم صدمه بزنم؟اینا باید عذاب بکشن باید تاوان کاری که بامن کردنو بدن
    من واقعا الان هیچی حس نمیکنم
    اینچیزایی که تعریف کردم فقط یه چیز خیلی سطحی از مشکلم بود همچی خیلی داغون تر از چیزیه که الان دارم تعریف میکنم توی کل خوانده مادری و پدری منو یه دختر بی احساس میشناسن که فقط داره سعی میکنه با همه چی اوکی شه
    حتی نمیتونم قاطی جمع بشم
    بعصی وقتا با قرص خواب میخوابم ولی بعضی وقتا دو روز کلا خوابم و خب این واقعا دست خودم نیست پدرو مادرمم فقط ایراد میگیرن
    حقیقتا خیلی خستم با هرمشاوری حرف زدم بهم گفتن واسه خودت هدف پیدا کنی امید داشته باش انگیزه داشته باش ولی واقعا اینا دوای درد من نمیشه واسه‌ی هدف داشتن باید انگیزه داشت واسه‌ی انگیزه داشتن باید امید داشت من واقعا حتی به فردای خودمم امید ندارم
    الان فقط منتطر یه معجزه تو زندگیمم واقعا هرازگاهی دعا میکنم کاش بابام بمیره ولی بعدش عذاب وجدان میگیرم
    وقتی راجبش فکر میکنم میبینم بابام هیجکاری واسم نکرده اگر الان چیزی دارم همش بخاطر مامانمه،نیازی به بابام ندارم از همچی محرومم میکنه مانع پیشرفتم میشه
    حتی این مشکلات باعث افت تحصیلیم هم شده

  35. سلام دوست صمیمی داره به خودش آسیب میرسون چند دفعه خودکشی کرده با قرص و تیغ هی مانعش میشم موندم چیکار کنم روح و روانم بهم ریخته خانواده اش اصلا به فکرش نیستن موندم چیکار کنم خودشو نکشه میشه کمکم کنید مرسی

  36. سلام ساجده هستم ۱۰ ماهه که عقد کردم از شوهرم تقاضا ی رابطه ی جنسی از واژن دارم اما ایشون قبول نمیکنن و میترسن که بنده باردار بشم.و میگه که بعد از عروسی پردمو میزنه. اما بنده الان مایلم که اینکارو بکنم و واقعا نیازش دارم چطوری متقاعدش کنم و ترسش رو از بین ببرم؟

  37. سلام من چند وقته متوجه شدم که شوهرم داره بهم خیانت میکنه البته قبلا هم ازش دیدم اما فکر میکردم که دیگه بیخیال شده تا این چن روز پیش باز فهمیدم داره خیانت میکنه وقتی بهش گفتم عصبانی شد یه دعوای فیزیکی راه انداخت الانم خونه پدرمم یه دخترم دارم دلم نمیخواد جدا بشم باید چیکار کنم

  38. سلام من چند وقته متوجه شدم که شوهرم داره بهم خیانت میکنه البته قبلا هم ازش دیدم اما فکر میکردم که دیگه بیخیال شده تا این چن روز پیش باز فهمیدم داره خیانت میکنه وقتی بهش گفتم عصبانی شد یه دعوای فیزیکی راه انداخت الانم خونه پدرمم یه دخترم دارم دلم نمیخواد جدا بشم باید چیکار کنم یه راه جلوم بزارین

  39. سلام من چند وقته متوجه شدم که شوهرم داره بهم خیانت میکنه البته قبلا هم ازش دیدم اما فکر میکردم که دیگه بیخیال شده تا این چن روز پیش باز فهمیدم داره خیانت میکنه وقتی بهش گفتم عصبانی شد یه دعوای فیزیکی راه انداخت الانم خونه پدرمم یه دخترم دارم دلم نمیخواد جدا بشم باید چیکار کنم یه راه جلوم بزارین من شوهرمو زندگیمو دوست دارم

  40. سلام من باخانوادم خیلی مشکل دارم بخاطر خیلی بحث های مسخره که خیلی هم الکی گیرمیدن واقعانمیدونم چیکارکنم

  41. سلام خیلی وقته از پسری خوشم اومده ولی نمیتونم بهش پیشنهاد دوستی بدم حس میکنم حرکت خوبی نیست من اول پا پیش بزارم و اینکه شاید اون قبول نکنه
    میشه لطفاً راهنمایی کنید

  42. سلام
    من یه پسر عمه دارم خیلی پسر خوبیه،چون همسایه هم بودیم از زمانی که یادم اونارو کنار خودم دیدم،و همیشه یه رفتار صمیمی با این خانواده داشتم،الان ۲۱ سالم و از ۱۵ سالگی همیشه میگفتن من میخوان بدن به پسر عمه ام،من درواقع خیلی به شوخی می‌گرفتم این قضیه رو،الان که بزرگ شدم این قضیه جدی تر شده،ولی من علاقه ای به ایشون ندارم،با وجودی که خیلی کیس خوبیه ولی واقعا نمیدونم چرا هیچ حسی ندارم بهش،شاید به علت این که من با اون بزرگ شدم و نمیتونم حسی به عنوان همسرم داشته باشم شایدم چون من اعتقاد دارم هنوز امادگی ازدواج ندارم.
    خلاصه به اصرار فامیل من پذیرفتم با ایشون نامزدی یک ساله کنم،فامیل اعتقاد داشتن با گذشت زمان عشق و علاقه به وجود میاد،و من بخاطر همین پذیرفتم،دو سه ماه ازین نامزدی گذشت ولی من حس کردم علاقم زیاد که هیچ بدتر هم شد،و نمیتونم دوسش داشته باشم،میدونم شاید اگر این کیس رو از دست بدم موقعیت اینطوری ممکن پیدا نکنم،ولی اصلا دوسش ندارم،اطرافیان به من اصرار میکنن بیشتر فکر کنم ولی من حس میکنم فایده نداره،و از طرفی نگران روابط خانواده ها هستم،اینم بگم روابط صمیمانه من با این شخص تو گذشته خیلی زیاد بود بخاطر همین همه فکر میکردن من دوسش دارم،در حالی که اصلا اینطور نبود.
    حالا من نمیدونم چیکار باید کنم،عقلم یا احساسم؟اگر به احساسم اعتماد کنم ممکن در آینده پشیمون شم،اگر به عقلم اعتماد کنم ممکن در آینده دوسش نداشته باشم،احساسی به وجود نیاد و من خودم سرزنش کنم چرا قبول کردم😔پیشنهاد شما چیه؟

  43. سلام
    مادر من چند وقته که با یک آقایی که در محل کارشون هستن ارتباط دارن. کسی غیر از من ازین موضوع اطلاع نداره و ایشون دائما تاکید دارن که این ارتباط فقط کاری و دوستانه‌ست و نه بیشتر. اما چت‌هاشون رو که دیدم کاملا این رو نقض میکرد. از مادرم این انتظار رو نداشتم، و واقعا الان نمیدونم باید چیکار کنم و کسی هم نیست ک بهش اعتماد کنم واسه گفتن موضوع و ازش کمک بخوام. اینکه تنها کسی هم هستم ک اینو میدونم ولی کاری از دستم برنمیاد خیلی آزارم میده.

  44. سلام من ۱۲ سالم هستش و خالم میگه ک میخواد بیاد خاستگاریم و پسرش ۲۱ سالش هست پسره آدم بدی نیست ولی من عاشق یکی دیگه هستم و اصلا ازش خوشم نمیاد و الان استرس منو گرفته خانوادم هم از پسره خوششون میاد ولی من اصلا بهشون نگفتم ک ازش بدم میاد و خالم قراره بعد از چهلم امام حسین بیاد خاستگاری و من نمیدونم چیکار کنم

  45. ببخشید من یه سالی میشه نامزدی کردم
    بعد نامزدم خیلی منو دوست داره و منم اونو ما باهم فامیل هم هستیم نامزدم تو مناسبت ها برام کادو می‌خره ولی عادت نداره مثلا وقتی میاد خونمون تا منو ببینه یه وسایلی یا خوراکی بخره یا به غیر مناسبت ها و تولدها برام گل بخره من چیزی نمیگم من فقط از حرف های خواهرام و مادرم اذیت و ناراحت میشم که میگن خسیسه برات چیزی نمخره یا یدونه گل چیه برات نمخره نمی‌دونم چکارکنم هربار هم با یه چیزی بهش خواستم بفهمونم متوجه منظورم نشده
    راستش منم دلم میخواد بعضی موقع ها یدونه گل بخره ولی میدونم اون فقط می‌دونه تو تولد و مناسبت ها برام بخره بخاطر اون زیاد ناراحت نمیشم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.