چت با روانشناس آنلاین رایگان

چت با روانشناس آنلاین رایگان چت با روانشناس آنلاین رایگان

چت با روانشناس آنلاین رایگان تماس با واتساپ ۰۹۹۰۳۰۶۶۷۶۳

۸ comments

  1. سلام.من به تازگی نامزدم رو از دست دادم.به شدت افسرده و نگران هستم.

  2. سلام ببخشید من یکروز دیدم که پدر و مادرم دارند با هم سکس میکنند همه چیز را درباره سکس میدانم ولی باز استرس شدید دارم حدود ۲ ماه است که این شکل هستم انگار افسرده شدم یه حس استرس بدی دارم
    اما من فقط ۱۲ سال سن دارم

  3. سلام. پیشاپیش از اینکه به من کمک می کنید ممنونم
    من با پسری آشنا شدم حدودا از آذر ماه ۹۹ ، و با هم به قصد ازدواج ادامه دادیم. همه چیز خوب پیش می رفت تا اینکه من حس کردم خیلی ناگهانی توجه کم شده‌. اول نگران میشدم که نکنه حالش بد است. بعد فهمیدم که خودش گفت مسائل حل نشده ای دارد که باید به جمع بندی برسد. منتظر ماندم و به او گفتم که من در حریم فکرت دخالت نمیکنم. هرشب که میگذرد با این که گفتگوی زیادی نداریم حس میکنم علاوه بر اینکه اشتیاق این فرد نسبت به من کمتر شده بلکه مرا گاهی به تمسخر می گیرد و این برای من بسیار آزار دهنده شده است. ضمن اینکه در این مسیر من به ایشان علاقمند هم شدم و هرچه مهر می ورزم ، در نتیجه بی تفاوتی و تلخی دریافت میکنم. خانواده ها هم در جریان هستند اما اقدامی صورت نگرفته. ممنونم از اینکه توجه کردید.
    سوال من این است که به نظر شما آیا اصلا ادامه دادن همچین رابطه ای عاقلانه است؟ یا من دارم عجولانه فکر میکنم و تصمیم میگیرم و باید زمان بدهم تا او به جمع بندی برسد؟ ضمن اینکه دختر زودرنجو تنهایی هستم و کسی هم صحبتم نیست . به همین دلیل به شدت ضربه میخورم.

    • سلام شما مشاور پیش از ازدواح داشته باشید لطفا جهت هماهنگی مشاوره با شماره ۰۹۰۵۴۷۷۰۳۷۷ هماهنگی بفرمایید . ضمنا مشاوره رایگان نیست

  4. سلام دختری۲۰ساله هستم که واقعا میخوام‌ خودکشی کنم
    داستان از این قراره که از پارسال خانواده اصرار بر این دارن که من با یکی از پسران فامیل ازدواج کنم ولی من اصلااا راضی به این ازدواج نمیشم به چند دلیل یک اگه من با ایشون ازدواج کنم مجبور میشم تو یکی از پایین ترین نقاط شهر و در طبقه بالای مادر ایشون زندگی کنم و از اونجایی که ایشوم تک فرزند هستن من اصلا دلم نمیاد ایشون رو از خانواده جدا کنم ولی این به معنای نابودی خودم
    دو ایشون در کار دام هستن و کار ثابتی ندارن سربازی هم نرفتن و هرچی دارن از پدرشون هست و من وقتی زندگی مادر ایشون رو میبینم واقعااا دلم نمیخواد با ایشون ازدواج کنم چون حقوق ثابت ندارن بیمه ندارن و دستشون تو جیب پدرشونه در حالی که من در خانواده کارمندی بزرگ شدم دلیل سوم اینه که من به شدت ادم درون گرایی هستم و ایشون ادم برون گرا که من وقتی کاراشون رو تو‌جمع میبینم به عنوان یک انسان از اون کار ها خجالت میکشم و از همه مهم تر واقعا من هیچ حسی بهشون ندارم و نمیتونم هم پیدا کنم و اینکه ایشون اهل مشروب و قلیون هم هستن و چند وقت پیش یک زن شوهردار رو فراری داده بودن زندگیشون به شدت بده یعنی بوی گوسفند و کک تو خونشون پره و من اگه با ایشون خدای نکرده ازدواج‌کنم با همین مشکل رو به رو میشم و این اقا حتی سواد درست نوشتن رو هم نداره و گفته من هیچ‌ وقت از کار دامداری دست نمیکشم
    البته دلیل خودکشی من اینه که این قضیه همیشه بین من‌ و مادرم بود و برام مهم نبود چون جوابم منفی بوده ولی چند وقت پیش پدرم این موضوع رو باز کرد و از اینکه همه بهم پشت کردن و فقط به خاطر اینکه ایشون اشنا هستن میگن باید ازدواج کنید دیگه کلافه شدم و واقعا میخوام خودم رو بکشم و از دست همشون راحت بشم واقعا به کمکتون نیاز دارم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.